دنیای این روزای من
ذوالفقار شوقی
پنجشنبه بیست و نهم مهر ۱۳۸۹، 21:27
دنیای این روزای من هم قد تن پوشم شده
این قدر دورم از تو که دنیا فراموشم شده
دنیای این روزای من درگیر تنهایی شده
تنها مدارا می کنی دنیا عجب جایی شده
هر شب تو رویایی خودم ... اغوشت رو تن می کنم
آینده ی این خونه رو رو با شمع روشن می کنم
در حسرت فردای تو تقویم رو پر می کنم
هر روز این تنهایی رو فردا تصور می کنم
هم سنگ این روزای من حتی شبم تاریک نیست
اینجا به جز دوری تو چیزی به من نزدیک نیست
دنیای این روزای من هم قد تن پوشم شده
این قدر دورم از تو که دنیا فراموشم شده
دنیای این روزای من درگیر تنهایی شده
تنها مدارا می کنی دنیا عجب جایی شده