((: پسری که بزرگ شد :))

اما همون پسربچه ی شوخ و شر و شور قبل باقی موند

دنیای این روزای من

ذوالفقار شوقی پنجشنبه بیست و نهم مهر ۱۳۸۹، 21:27

دنیای این روزای من هم قد تن پوشم شده

این  قدر دورم  از تو که دنیا فراموشم شده

دنیای این  روزای من  درگیر  تنهایی  شده

تنها مدارا می کنی دنیا عجب جایی شده

 

هر شب تو رویایی خودم ... اغوشت رو تن می کنم

آینده ی این   خونه رو   رو با  شمع  روشن  می کنم

در   حسرت   فردای   تو   تقویم   رو    پر   می کنم

هر   روز   این   تنهایی   رو   فردا   تصور   می  کنم

هم سنگ  این روزای من حتی شبم  تاریک  نیست

اینجا  به  جز  دوری  تو چیزی  به  من نزدیک نیست

 

دنیای این روزای من هم قد تن پوشم شده

این  قدر دورم  از تو که دنیا فراموشم شده

دنیای این  روزای من  درگیر  تنهایی  شده

تنها مدارا می کنی دنیا عجب جایی شده

فقط یه چیز

ذوالفقار شوقی دوشنبه بیست و ششم مهر ۱۳۸۹، 11:45

فقط یه چیز بگم :

دلم برای همتون تنگ شده ، خیلی ...

بیوگرافی
اول سلام
من ذوالفقارم یا ذولی ، هر کدوم شما راحت ترید . رفتم تو 30 سال و الان 16 ساله که این وبلاگ رو دارم. من کتاب می خونم ، آهنگ گوش میدم ، فیلم می بینم ، درس می خونم ، فوتبال می بینم ، شعر میگم و هر از چند گاهی دستی به قلم می برم ...
اما بهترین کاری که تا حالا کردم ایجاد کردن این وبلاگ بوده
پس به کلبه ی درویشی من خوش اومدی رفیق

پروفایل فعال