اومدم
می دونم می دونم می دونم که دلتون برام تنگ شده بود ... لازم نیست هی خودتون بگید
خب منم دلم واستون تنگ شده بود خب ... فکر کردید ما سنگ دلیم؟ نمی دونم هر کاری می کنم از اینجا دل بکنم نمی تونم. یاد حرفای گذشته ام می افتم که گفته بودم "من تا ابد اینجا هستم"
انصاف هم نیست که الان حرفای قدیم رو فراموش کنم. پس دوباره برگشتم تا با هم روزگار جدیدی رو شروع کنیم. دوستای خوب زیادی الان دیگه مدرسه می رن و کمتر میان و کمتر به وب سر می زنن اما برای ما که دیگه مدرسه نداریم این روزا مثل بقیه ی روزای ساله.
اما ایندفعه که برگشتم دوست دارم تغییرات مهمی تو وب بدم. وب من نباید اینقدر سوت و کور باشه.
پس هر پیشنهادی دارید که به واسطه ی اون وب بتونه بهتر بشه و خوانندگان بیشتری جذب کنه لطفا بگید. شاید اصلا یه نویسنده ی جدید بخوام بیارم که باهام وب رو شریک بشه. هر کسی آمادگی داره بگه.
خلاصه من اومدم امروز و فردا هم یه مطلب خوشمل آماده می کنم که بیام ایجا رو آباد کنم.
من اومدم



