دیوید گمل - استاد فانتزی حماسی
دیوید گمل ، اسمش که میاد خود به خود به یاد جنگ های بزرگ و تاکتیک های جنگی هوشمندانه می افتم.تاکتیک هایی که به دقت طراحی شده اند و سرنوشت داستان رو می سازند. توصیف زیبای صحنه های جنگ و حالات قهرمانان. از اینها که بگذریم عشق و نفرت بین شخصیت ها و عقده هایی که باعث میشن انسان های معمولی قهرمان داستان بشوند ...
همه ی اینا در کتاب های دیوید گمل قابل لمسه ... زندگی در دنیای دیوید گمل دو رو داره ... یکی عشق و دیگری نفرت. در کتاب های گمل شخصیت اصلی داستان ، انسان های معصومی نیستن و مثل همه ی انسان های دیگر جایزالخطا هستن. همین باعث میشه وقتی می تونن انتقام بگیرن ، انتقام بگیرن و مثل بعضی قهرمان های دیگه ضد-قهرمان داستان رو به خدا واگذار نکنن D:
حس من به دیوید گمل سه حرفه : کاراشو دوست دارم
و این حس هم با خوندن مجموعه هایی مثل سنگ های قدرت و شیر مقدونیه و شاهزاده ی سیاه و تولد یک قهرمان بهم دست داد. این پست هم هدیه ای به روح این استاد داستان های حماسی است.
بیوگرافی کامل دیوید گمل
ترجمه شده توسط خودم از سایت ویکی-پدیا انگلیسی
دیوید اندرو گمل ، زاده ی اول آگوست 1948 نویسنده ی مشهور بریتانیایی کتابهای قهرمان محور بود. درحالی که در دوران جوانی به روزنامه نگاری مشغول بود در سال 1984 اولین رمان رسمی خود با عنوان "افسانه" را منتشر کرد.بعد از آن زمان بین سالهای 1984 تا 2006 بیش از سی رمان نوشت که بیشتر آنها حماسی و فانتزی بودند.کتابهای او با فروش بیش از یک میلیون نسخه همچنان در سراسر دنیا به فروش می رسند.
مادرش او را که در غرب لندن و در محله ای فقیرنشین متولد شده بود تا سن شش سالگی به تنهایی بزرگ کرد و پس از آن تصمیم به ازدواج دوباره گرفت. کودگی دیوید به جنگ و دعوا با زورگیران مدرسه و یا فرار کردن از دست آنها می گذشت و او درد زخم ها و جراحات زیادی را در این درگیری ها چشید.بیشتر این تحقیر ها و اذیت و آزارها به علت حضور نداشتن پدر واقعی او بود ، اما با پافشاری پدر ناتنی اش او یاد گرفت در مقابل سختی ها ایستادگی کند. این طرز تفکر در بیشتر رمانهای گمل قابل مشاهده است.
در نوجوانی ،دیوید به علت تشکیل دادن یک اتحادیه ی قماربازی ، از مدرسه اخراج شد و پس از آن به کارهایی همچون کارگری و کار در کلوپ های شبانه پرداخت. تا اینکه مادرش موقعیتی برای یک مصاحبه ی کاری در روزنامه ای محلی برای او دست و پا کرد و اون از بین صد نفر شرکت کننده در این مصاحبه،به عنوان روزنامه نگار انتخاب شد.بعدا خودش اعتراف کرد دلیل این انتخاب این بود که شخصی که از او مصاحبه می گرفت غرور و گستاخی او را به حساب اعتماد به نفس او گذاشته بود.
پس از موفقیت در کار جدید اش او فرصت های شغلی مناسبی برای کار در رونامه های بین المللی همچون "دیلی میل" ، "دیلی میرور" و "دیلی اکسپرس" یافت و از این طریق توانایی خود را در زمینه نگارش پرورش داد.در همین دوران بود که برای اولین بار ازدواج کرد و صاحب دو فرزند نیز شد اما پس از چندین سال بار دیگر تصمیم به ازدواج گرفت و زندگی جدیدی با همسرش جدیدش استلا آغاز کرد که تا زمان مرگش ادامه داشت.
در سال 1970 دیوید گمل که مشکوک به بیماری سرطان بود ، برای اینکه خود را سرگرم کند و بیماری اش را از یاد ببرد شروع به نوشتن کتابی کرد که بعد از مرگش از اون به یادگار بماند. اما بعد از مشخص شدن نتایج آزمایش ها و مطمئن شدن از سلامت خود ، او کار بر روی کتاب را کنار گذاشت. سر انجام در سال 1980 یکی از دوستان دیوید که دستنوشته های او را مطالعه کرده بود او را به کارش امیدوار کرد و این مقدمه ای بر آن بود که دیوید گمل اولین رمان حماسی خود به نام "افسانه" را در سال 1984 منتشر کند.
پس از آن و در سال 1985 کتاب "پادشاه آن سوی دروازه" که ادامه ای بر کتاب اولش بود را به دست ناشر اش سپرد و با چاپ "وی لندر" ، سومین جلد از مجموعه ای که "مجموعه ی درنای" نام گرفت کار خود در دفتر روزنامه را رها کرد و نویسنده ی تمام وقت شد. این تازه شروع موفقیت های این نویسنده بود و پس از آن با بیش از سی جلد کتاب به یک چهره تبدیل شد.
در سال 2006 ، در حالی که او در حال نوشتن سومین جلد از مجموعه "تروی" بود مجبور به جراحی بای پس قلب شد. پس از چند روز او دوباره توانست با تمرین های فیزیکی به زندگی روتین بازگردد و دوباره کار بر روی آخرین رمانش را ادامه دهد. اما درست چهار روز قبل از تولد 58 سالگی اش در 26 جولای 2006 در خانه اش از دنیا رفت.او به شدت سیگار می کشید و معتقد بود ترک سیگار در توانایی او در نوشتن تاثیر منفی می گذارد.
دو هفته بعد از مراسم خاکسپاری دیوید گمل ،همسر او استلا گمل ،با ناشر مجموعه ی تروی تماس گرفت و به او گفت به کمک 70000 کلمه ای که همسرش قبل از مرگ نوشته و دستنوشته ها و یادداشتهای او ،تصمیم دارد آخرین کتاب مجموعه ی تروی را به اتمام برساند. و اینگونه بود که در سال 2007 جلد سوم از مجموعه ی "تروی" به نام " سقوط پادشاهان" توسط استلا گمل منتشر شد.
در ایران هم "کتابسرای تندیس" چندین کتاب از دیوید گمل منتشر کرده است که در لیست زیر به آنها اشاره کرده ام.
کتابهای فانتزی دیود گمل
Drenai Series
Legend-1984چاپ شده در ایران
The King Beyond the Gate-1985 چاپ شده در ایران
Waylander-1986
Quest for Lost Heroes-1990
Waylander II: In the Realm of the Wolf-1992
The First Chronicles of Druss the Legend-1993
The Legend of Deathwalker-1996
Winter Warriors-1996
Hero in the Shadows-2000
White Wolf-2003
The Swords of Night and Day-2004
Rigante series
Sword in the Storm-1999
Midnight Falcon-2000
Ravenheart-2001
Stormrider-2002
Stones of Power / Sipstrassi tales
Ghost King-1988 چاپ شده در ایران
Last Sword of Power-1988چاپ شده در ایران
Jon Shannow
Wolf in Shadow-1987
The Last Guardian-1989
Bloodstone-1994
Hawk Queen series
Ironhand's Daughter-1995
The Hawk Eternal-1995
Individual fantasy titles
Knights of Dark Renown-1989 چاپ شده در ایران
Morningstar-1992
Dark Moon-1996
Echoes of the Great Song-1997چاپ شده در ایران
Troy series
Troy: Lord of the Silver Bow-2005 چاپ شده در ایران
Troy: Fall of Kings-2007
Greek series
Lion of Macedon-1990 چاپ شده در ایران
Dark Prince-1991چاپ شده در ایران
رمان های غیر فانتزی
White Knight, Black Swan-1993
صفحه ی دیوید گمل در ویکی پدیا فارسی رو هم ویرایش دادم و با اطلاعات کاملتر جایگزین کردم. به امید اینکه ایرانیان این نویسنده ی بزرگ رو بیشتر بشناسند.





