((: پسری که بزرگ شد :))

اما همون پسربچه ی شوخ و شر و شور قبل باقی موند

نفسم

ذوالفقار شوقی سه شنبه سی و یکم خرداد ۱۳۹۰، 10:49

به زودی منتظر مصاحبه جنجالی جنتلمن با جاستین بیبر باشید

موهام    ریخته ،  چشمام  نمی بینه

دندونی  برام   باقی   نمونده  ،  قلبم

یکی در میون می  تپه، پوستم  چروک

شده  و  گوشت صورتم ریخته  ،هیکل

بزرگم نحیف و لاغر شده و پاهام تحمل

همین  چند  کیلو  وزنم  رو  هم ندارن.

الان ۸۱ سال بعد از امروزه.

 

من فراموشی گرفتم ، البته برام مهم

نیست چون کسی رو ندارم که فراموش

کردنش ناراحتم کنه...اما...چرا! ... یادم

اومد  ...  امان از دست این آلزایمر .....

من توی صد سالگی هنوز فراموشش نکردم

اینو که یادم میاد چشمام گشاد شده قلبم ایستاده و ...

نفسم

قطع شده .............

نپرس

ذوالفقار شوقی یکشنبه بیست و دوم خرداد ۱۳۹۰، 16:58
ازم نپرسید کجا ام ... خودم هم نمیدونم

بیوگرافی
اول سلام
من ذوالفقارم یا ذولی ، هر کدوم شما راحت ترید . رفتم تو 30 سال و الان 16 ساله که این وبلاگ رو دارم. من کتاب می خونم ، آهنگ گوش میدم ، فیلم می بینم ، درس می خونم ، فوتبال می بینم ، شعر میگم و هر از چند گاهی دستی به قلم می برم ...
اما بهترین کاری که تا حالا کردم ایجاد کردن این وبلاگ بوده
پس به کلبه ی درویشی من خوش اومدی رفیق

پروفایل فعال