((: پسری که بزرگ شد :))

اما همون پسربچه ی شوخ و شر و شور قبل باقی موند

جلاد لاغر

ذوالفقار شوقی پنجشنبه بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۹۰، 18:0

  سلام

نمایشگاه هم با تمام حواشی و اتفاقاتش اومد و رفت تا یک سال دیگه.در این دوره ی 10 روز از 14 تا 24 اردیبهشت من کلا درس خوندن برای کنکور رو گذاشتم کنار . دو تا دلیل داشت که یکیش همین نمایشگاه کتاب و دیگری امتحانات ترم دوم مدرسمون بود.تا الان 5 تا امتحان دادم که همشون رو هم با نمره ی متوسط قبول میشم.

اما این ده روز رو به خوندن کتابهای جدیدم سپری کردم و تونستم دو تا کتاب جدیدی که از نمایشگاه خریده بودم رو تموم کنم : کوکی از فیلیپ پولمن و جلاد لاغر از دارن شان.

طبق رسم وبلاگ و عادت شخصی خودم  - که بعد از اینکه کتابی رو می خونم معرفی و خلاصه اش رو براتون می نویسم – تصمیم گرفتم این دو تا کتاب رو در دو پست متوالی معرفی کنم اما بعد دیدم کوکی که داستانی 60-70 صفحه ای است رو توی چند خط میشه معرفی کرد و تموم. پس تصمیم گرفتم با یک مولتی پست بیام و دو تا کتاب رو معرفی کنم. پس اومدم ...ازتون خواهش میکنم متن مربوط به دارن شان و جلاد لاغر رو بخونید و ترا خدا نظر بدید اگه اطلاعاتی دارید منو بی خبر نذارید.

 

جلاد لاغر از دارن شان

خیلی ها با دارن شان و کتاب هایش آشنایی دارند و سرزمین اشباح یا نبرد با شیاطین رو خونده اند. اما این کتاب متفاوته. هیچ شباهتی به داستان های قبلی دارن شان نداره. از دو جهت این رو میگم. اول اینکه در این کتاب دیگه اول شخص نیست که داستان رو تعریف می کنه بلکه راوی داستان رو تعریف میکنه و دوم اینکه خبری از خشونت های زیاد و قتل عام های خونین و ترسناک  نیست.

اول کتاب نوشته ، این کتاب هم مثل کتاب های قبلی شان به مسائل نوجوانان می پردازه و شخصیت اصلی با فردی غیر پدر خودش رابطه ی عاطفی برقرار می کنه. در این کناب به ارزش های اصیل انسانی توجه بیشتری شده و اینو از بقیه ی آثار شان متمایز کرده.

اما این کتابی که انتشارات قدیانی چاپ کرده بسی سانسور شده ...! حتی اسمها که در نسخه ی اصلی عربی هستند در ترجمه طوری تغییر داده شده اند که شباهتی به اسم های عربی نداشته باشند و برای تحقق این هدف ، خبری از تلفظ انگلیسی اسامی در پایان هر صفحه نیست. در توضیح این کار اول کتاب نوشته شده :« در این اثر در مواردی بسیار اندک ، تعدیل هایی اعمال شده که صرفا به جهت رعایت هنجار های عرفی و اخلاقی جامعه ی اسلامی-ایرانی بوده و به روند داستان آسیبی نمی زند.»

اسم شخصیت اصلی جبل است اما در ترجمه جیبل نوشته شده و نام پدرش از راشد رام به رشن رام تغییر پیدا کرده ، شهری که در اصل ابوآینه بوده ، ابینیا ترجمه شده و همین طور شخصیت تل حسنی ، شده تل سانی .  اما این وسط اسم دو تاجر فریبکار و آب زیرکاه داستان که اسم های بحث برانگیزی دارند ، تغییری نکرده.

اسم های این دو شخصیت بوش و بلر است که اشاره ی مستقیمی به رئیس جمهورهای دوره های قبلی ریاست جمهوری آمریکا و انگلیس داره. اما تغییری درشون ایجاد نشده. چرا جبل بشه جیبل اون موقع بوش نشه جوش؟ چرا راشد بشه رشن ، اون  موقع بلر نشه دلر؟؟ این سیاست در تغییر اسم ها رو من که نفهمیدم ، اگه کسی فهمید بگه !

خلاصه داستان

جیبل پسرکی با رویاهای دور و دراز است گه برای تحقق آرزو هایش راهی سفری دور و دراز می شود. او در زادگاهش از موقعیتی برتر برخوردا بوده اما در این سفر پر از رنج و وحشت ، سختی هایی را تحمل می کند و در شرایطی قرار می گیرد که حتی گاهی خود را پست تر از حیوان می بیند.بارها امیدش را از دست می دهد ، از پیش گرقتن چنین سفری پشیمان می شود ، به زانو در می آید ... و دوباره قد راست می کند. اما این افت و خیر ها حاصلی دارند که نه تنها او ، بلکه هیچ یک ازاعضای خانه یا همشهری هایش هم تصور نمی کردند.


کوکی از فیلیپ پولمن

این کتاب اولین کتاب از موسسه ی کتاب های پریان است. فرزاد فربد مترجم بسیاری از آثار فانتزی این موسسه رو که وابسته به انتشارات پنجره است ، اداره میکنه و قصد داره آثار فانتزی جدید کتاب پنجره رو با عنوان کتاب های پریان عرض کنه. کل داستان در یک شب زمستانی رخ میده و کلا شباهت زیادی به کنت کارلشتاین که قبلا معرفی کردم داره.

خلاصه داستان

داستان در مورد زمان های قدیم است ، زمانی که ساعت های کوکی بزرگ ، مهم ترین ساختمان هر شهر محسوب می شدند . هر شهری برای خودش یک ساعت ساز داشت که در طول عمرش فقط یک شاگرد می پذیرفت تا جانشین اش باشد و هر شاگردی پس از پایان درس ها و آموزش هایش به عنوان اولین کار ، باید یک سازه ی جدید کوکی به ساعت شهر اضافه می کرد.

آموزش های کارل ، شاگرد ساعت ساز، تمام شده و او باید تا روز بعد سازه ی جدیدش را به ساعت اضافه کند اما او نتوانسته سازه اش رو تکمیل کنه و ...

تیک تاک تیک تاک ! بعضی داستان ها اینطوری اند. وقتی کوکشان کنی هیچ چیز نمی تواند جلویشان را بگیرد ... یک کارآموز رنجور ساعت سازی ، شوالیه ی زره پوش مکانیکی و مرگبار ، دکتر مالمنیوس شرور که بعضی معتقدند خود شیطان است... کافی است این شخصیت ها رو کوک کنی و در یک شب زمستانی پر از یخ و برف قرار بدهی تا ناگهان زندگی و داستان در هم آمیزد و ترکیب غریبی را بوجود بیاوردتا بی وقفه به مسیرش ادامه دهد. درست مثل وسیله ای کوکی ...

فعلا بای

پست ویژه نمایشگاه کتاب + عکس ها (لطفا توی نظر سنجی شرکت کنید)

ذوالفقار شوقی جمعه شانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۰، 10:41

سلام

پارسال بود که من سه چهار روز قبل از شروع نمایشگاه یه لیست از انتشارات های مختلفی که کتابهای فانتزی چاپ می کنن نوشتم تا تو نمایشگاه گیج نشم. اما دقیقا روز اول نمایشگاه گمش کردم . بعد از تموم شدن نمایشگاه تصمیم گفتم یه کاری کنم که برای سال بعد دیگه این اتفاق نیافته و یه لیست خوب و جامع داشته باشم.

یک برگه آ۴ برداشتم و چسبوندم کنار کتابخونه ام. خلاصه هر دفعه ای که یه کتاب خوب و اتشاراتش رو پیدا می کردم توی برگه می نوشتم. از پارسال برای این روزا برنامه داشتم ... غافل از اینکه کنکور قراره این بلا رو سر من بیاره.

امسال فکر نکنم بتونم بیشتر از یه بار برم نمایشگاه و توی اون چند ساعت هم نمی تونم همه ی کتابایی که می خواستم رو تهیه کنم به همین دلیل لیستم رو خیلی کوتاه کردم. بعدش گفتم بذار بذارمش توی وبلاگ تا اگر کسی میخواد کتابای فنتزی بخره یه راهنما داشته باشه.

البته این لیست خیلی کوتاه شده و احتمالا اونایی که که کتابخون باشن بیشتر این انتشارات ها رو می شناسن. اما یه یادآوری کوچولو میتونه بهتر باشه.

 

  1. انتشارات قدیانی )بنفشه( : خیلی ها دیگه باید این  رو بشناسن چون از اولین انتشاراتی ها هست که شروع به کار برای نوجوانان کرد ، کتابای شاخص این نشر مجموعه ی ۱۲ جلدی  اشباح و ۱۰ جلدی نبرد باشیاطین و جلاد لاغر از دارن شان ، کتابای در جست و جوی دلتورا از امیلی رودا ، مجموعه ی دریای زمین از ارسولاک لوژوان و مجموعه ماجراهای ناگوار از لمونی اسنیکت هستند.
  2. انتشارات افق )کتابهای فندق( : دومین انتشارت مهمی که در زمینه ی نوجوان فعالیت می کنه از نظر من. کتابای معروف این انتشارات مجموعه ی آرتمیس فاول از این کالفر ، مجموعه آتش دزد از تری دیری ، مجموعه سیمپتیموس هیپ و مجموعه روون از امیلی رودا و ... هستند.
  3. کتابسرای تندیس : انتشارات تندیس از ابتدا کتاب های هری پاتر رو با ترجمه ویدا اسلامیه منتشر می کرد. اما کتابهای مهم دیگری هم دارند از جمله مجموعه پندراگن از دی جی مک هیل که همین ویدا اسلامیه ترجمه کرده ، مجموعه ی سنگ های قدرت که پست قبلی در موردش نوشته بودم و ...
  4. نشر در دانش بهمن : که تازگی ها بخاطر انتشار کتاب های استفنی میر معروف شده از جمله مجموعه توایلایت و میزبان.
  5. کتاب پنجره : که خیلی بی سر و صدا داره کار می کنه و بیشتر مواقع توی سالن عمومی قرار داره. مجموعه ی نیروی اهریمنی اش ، کنت کارلشتاین و کوکی از فیلیپ پولمن  ، کتاب گورستان از نیل گیمن ، هابیت از تالکین و مجموعه ی طنز هنک سگ گاوچرون از جان آر اریکسون )همه با ترجمه ی فرزاد فربد(و ...
  6. نشر موج:  انتشاراتی که با انتشار کتاب های آرمان آرین معروف شده و هنوز هم همکاری اونها با هم ادامه داره. کتاب های خوب این انتشارات مجموعه پارسیان و من و مجموعه اشوزدنگهه از آرمان آرین هستند.
  7. انتشارات بهنام و لیوسا : که فکر کنم با هم همکاری می کنند هم کتابهای فنتزی خوبی مثل مجموعه ی میراث (همون پسر اژدها سوار که فیلمش ساخته شده) از کریستوفر پاولینی و سه گانه ی جوهری از کورنلیا فونکه چاپ کرده اند.
  8. نشر زهره : که مجموعه ی وارکرفت رو ترجمه می کنه.
  9. نشر ایران بان : که مجموعه ی آلکس رایدر رو چاپ می کنه و امسال هم مجموعه ای ۴ جلدی به نام نگهبانان دروازه از آنتونی هوروویتس رو برای نمایشگاه آورده.

خب اینم از لیستک من ... امیدوارم به دردتون بخوره و برید و ازشون بازدید کنید. فعلا با اجازه ، چون من امروز از ساعت ۱ بعد از ظهر به بعد با محسن توی نمایشگاه قرار دارم و باید برم.

نظراتتون من و به کارم امیدوار می کنه .... پس یادتون نره

متاسفانه در حرکتی اشتباهی ادامه مطلب رو پاک کردم الان هم حوصله ندارم دوباره عکس آپلود کنم

داستان چسبناک

ذوالفقار شوقی سه شنبه ششم اردیبهشت ۱۳۹۰، 12:3

 

سلام امروز اومدم برای معرفی کتاب ، توضیح اضافه ای نمیدم مستقیم میرم سر اصل مطلب

...

من بهش میگم داستان چسبناک.چرا؟ چون به دستت می چسبه و نمیتونی بذاریش کنار.

داستان در دوران قدیم شکل میگیره و حدودا 5 -6 شخصیت اصلی داره که گاهی اوقات از همدیگه دور میشن و گاهی اوقات کنار همدیگه اند.راوی که داستان رو تعریف می کنه هر چند صفحه یکبار میره سراغ یکی از شخصیت های داستان و تا جای حساس با او حرکت میکنه و بعد میره سراغ یکی دیگه. اینطوریه که شما همیشه انگیزه دارید چند صفحه ی بعد رو هم بخونید وبعدش دوباره انگیزه پیدا میکنید برید جلوتر.در ضمن داستان غیر از اینکه حماسی است کاملا با روابط احساسی شخصیت ها جلو میره و باعث میشه هر فردی با هر علاقه ای که داره از کتاب خوشش بیاد.

اونطوری که پشت جلد کتاب نوشته شده ، دیوید گمل چهار جلد از این کتاب رو نوشته که اخریش زیر چاپ است. کتاب ها به ترتیب : شبح شاه ، آخرین شمشیر قدرت ، شیر مقدونیه و شاهزاده ی سیاه هستند.این کتاب ها توسط کتابسرای تندیس که بیشتر برای نوجوانان کار می کنه چاپ شده اند.

خلاصه ی کتاب اول : شبح شاه

تیورو ، شاهزاده ی ضعیف و ناتوان شهر ابوکورام در بریتانیا ، به همراه پدرش به میهمانی پادشاه کشور همسایه می روند اما آنجا با خیانت الدارد-پادشاه همسایه- مواجه می شوند و شاه هنگامی که برای شکار کنار چشمه ای رفته است به دست سربازان الدارد به قتل می رسد.

شمشیر قدرت پادشاه کنار چشمه می افتد و دستی زنانه از چشمه بیرون می آید و شمشیر را بر میدارد. تیورو و دوسرباز وفادار – ویکتورینوس و گوالچمی- از دست سوقصد کنندگان فرار می کنند. تیورو به کوهستان پناه می برد و گواچمی و ویکتورینوس  به سمت ابوکورام می روند تا خبر قتل پادشاه را هر چه زودتر به ابوکورام برسانند.

تیورو در کوهستان با لاتیا ، دختر جنگل، آشنا می شود که با پدر خوانده اش زندگی می کند و به آنها پناه می برد.چندین ماه تحت تعلیم کالین لاچ فراگ ، پدرخوانده ی لاتیا قرار می گیرد تا خود را برای جست و جوی شمشیر قدرت آماده کند.

گوالچمی و ویکتورینوس ، در تلاشی ناامید کننده برای فرار از دست سربازان الدارد ، با یک شکارچی ناقص اهل قبایل کانتی روبرو می شوند و به کمک او و افسونگر دربار ابوکورام – میدهیلین- به شهر خود می رسند ، در حالی که خبری از شاهزاده ندارند و سپاه الدارد لشکرکشی به ابوکورام را آغاز کرده است.

...

درکل این دوران بهترین دوران برای معرفی کتاب است -برای کسایی که کنکور ندارن- چون نمایشگاه کتاب نزدیکه و می توننید کتاب ها رو تهیه کنید. منم چون قول داده بودم این کتاب رو معرفی کنم ُ اومدم برای معرفی و حالا دیگه باید برم.

فعلا بای

بچه های دیروز

ذوالفقار شوقی جمعه دوم اردیبهشت ۱۳۹۰، 17:13

رفته بودم تو بلاگفا

رفتم توی فهرست وبلاگها و تو قسمت جست و جو نوشتم ذولی . توی هر وبلاگی که اسم ذولی به کار رفته بود جست و جو کردم. خیلی هاش راجع به خودم بود اما بعضی ها هم راجع به ذولی های دیگه بود. توی این جست و جو رسیدم یه وبلاگ قدیمی محسن که الان فیلتره و وبلاگ گروهی من و محسن و نیوشا . پست های همون بود – اونایی که توش اسم من به کار رفته بودن.

خاطرات 4-5 سال پیش صاف اومدن توی کلم و همه چی برگشت تو مخم ... به نظرم جالب اومد که  شما رو هم توی خاطرات سهیم کنم به همین خاطر از دو تا صفحه عکس گرفتم و توضیحات تکمیلی رو هم نوشتم روشون. عکسای پایین همون عکسا هستن و نوشته های قرمز رو من بهشون اضافه کردم. امیدوارم خوشتون بیاد.

نمونه هایی از ذولی در وبلا گروهي و وبلاگ محسنخاطرات يك

دو

نمونه هایی از ذولی هایی که من نیستم

 

عكسا رو سيو كنيد ببينيد بهتره

باي

بیوگرافی
اول سلام
من ذوالفقارم یا ذولی ، هر کدوم شما راحت ترید . رفتم تو 30 سال و الان 16 ساله که این وبلاگ رو دارم. من کتاب می خونم ، آهنگ گوش میدم ، فیلم می بینم ، درس می خونم ، فوتبال می بینم ، شعر میگم و هر از چند گاهی دستی به قلم می برم ...
اما بهترین کاری که تا حالا کردم ایجاد کردن این وبلاگ بوده
پس به کلبه ی درویشی من خوش اومدی رفیق

پروفایل فعال