باید این کارو انجام بدی

بالاخره یه روزی میرسه که به خودت میگی : من باید این کار رو انجام بدم و از عواقبش هم نمی ترسم.
اون موقع شاید استرس تمام وجودت رو فرا بگیره و حتی دیگه کنترل بدنت رو هم در اختیار نداشته باشی اما یه چیزی هست که بهت قدرت جلو رفتن میده : من باید این کار رو انجام بدم.
دیروز،آخرین روز نمایشگاه یاد یار مهربان ، سر نهار، یه حس عجیبی بهم دست داد : تو باید این کار رو انجام بدی و از عواقبش هم هیچ ترسی نداشته باشی.
چند روزی بود که فکرم مشغول بود اما اون لحظه به این باور رسیدم که یا الان یا هیچوقت. گزینه ی اول رو انتخاب کردم. نمی خواستم فرداها که به این موضوع فکر میکنم حسرت بخورم : باید اینکار رو انجام بدم.
انجام دادم ... نتیجش خوب نبود.
الان دو تا حس دارم ، خیلی غمگینم و یکم خوشحال.
غمگینم واسه اینکه سرنوشت منو ازش جدا کرد و خوشحال از اینکه اون کار رو انجام دادم.
ذولی دلش پره ... پر از خالی ... پوچ ...