من اینجام تا خودم باشم
من اینجام تا حرف بزنم.من اینجام تا خودم باشم.من الان اینجام تا وقتی که کسی تو دنیای واقعی ، دردم رو نفهمید ، تو دنیای مجازی درد دل کنم.این دنیا اگر چه مجازیه اما میشه توش دوست های واقعی پیدا کرد.
اگر این وبلاگ نبود ... من چطوری می تونستم به همین سادگی به عشق اعتراف کنم؟
اگر این وبلاگ نبود ... من برای کی کتاب هایی که خونده ام رو تعریف می کردم؟
اگر این وبلاگ نبود ... من به کی می گفتم از هلو بدم میاد؟
و اگر این وبلاگ نباشه ... من برای کی وراجی کنم؟
وقتی مادرم میگه : چرا این همه وقت برای وبلاگت میذاری؟
من بهش میگم: مامان ، من توی این وب دوست هایی دارم که توی دنیای واقعی ، پیدا کردنشون سخته !! مگه توی مدرسمون چند نفر عشق کتاب وجود داشت؟ مگه توی کل فامیل هامون چند تا رفیق فابریک داشتم؟ توی کل اطرافیانم با چه کسایی می تونستم درد دل کنم؟
من اینجام تا خودم باشم. بدون محدودیت ،، بدون خجالت ،، بدون ترس ،، خود خودم. وقتی شادم میام و می گم و می خندم و وقتی غم دارم ، میام و واقعا براتون گریه می کنم. اگر توی دنیای واقعی خالی بندی هم چاشنی کارم می کنم و یه سری راز دارم ... اینجا و با شما که هستم ... صداقت توی حرفام موج میزنه ... بذارید خودمونی بگم : من تا حالا هر چی توی وبم نوشته ام ،، صداقت محض بوده و خواهد بود.
حالا اومدم که یه حرف صادقانه ی دیگه بزنم و برم : من بدون شما نمی تونم زندگی کنم ... خواهش می کنم هیچوقت منو ترک نکنید !!
